جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

666

تحفة الملوك ( فارسى )

يبوست خاكى و يبوست خاكى را به رطوبت آبى - چنان‌كه در فقرات سابقهء نورانيّه مذكور بود - تعديل نمايد و اخلاط فاسدهء صفرايى و سودايى و دمى و بلغمى را به مثل حجامت و فصد و شرب مسهلاتى كه نافع و مجرّب و يقينى باشد از آن دفع كند و مداوات را ترك ننمايد ؛ چنان‌كه در حديث نبوى است كه فرمودند : « تداووا عباد اللّه ما من داء الّا و له دواء الا السام » « 1 » . و ايضا مروى است كه جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در هر شب سورمه مىكشيدند و در هر ماه حجامت را مىكردند و در هر سال دوا را مىخوردند . پس تداوى نمودن و تمسك زدن به اسباب اللّه در دفع مضار ، مثل آن‌كه در جلب منافع است ، متابعت نمودن مر عادت و اسباب اللّه است و بايد تمسك به آن‌ها زد و منافى مرتبهء توحيد و توكل نيست ، و لكن تا بتواند و ممكن باشد كه به غذا و مأكول و مشروبى كه عادى بدن است طبابت و تجويد آن را بنمايد يا آن‌كه به احتماء و پرهيز نمودن كفايت شود ، البته اقدام بر شرب و استعمال ادويه كه خلاف عادت او است و مورث دردى ديگر البته خواهد بود ننمايد ؛ چنان‌كه در حديث است ايضا كه « اجتنب الدواء ما احتمل بدنك الداء فان كل دواء يورث داء آخر » « 2 » . و در حديث ديگر است كه « ادفعوا معالجة الاطباء ما اندفع عنكم الداء فانّه بمنزلة البناء قليله يجّر الى كثيره » . پس بايد كه قبل از غلبهء مرض و شدت آن ، استعمال ادويه را ننمايد . و از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام مروى است كه « من ظهرت صحته على سقمه فعالج نفسه بشىء فمات فانا الى اللّه منه برى » . و چون‌كه ناچار و لاعلاج گردد ، پس طلايه و ماليدن از خارج بدن را ، كه جلب مفاسد آن را بنمايد ، بر آشاميدن ، كه مزاج و حالت معده را منقلب مىسازد ، مقدم دارد . و چنان‌كه از جهت احتياط در حفظ آن ، اقدام بر شرب ادويه مىكند و آن را در وهم خود اسباب حفظ و تصحيح بدن مىداند ، هم‌چنين احتياط را از آشاميدن دواهايى كه نفع آن به تجربه و به سرحد يقين نرسيده است - به جهت معلوم نشدن مرض و خاصيت دواى بلكه موهومى و اول تجربه

--> ( 1 ) . طبّ النبى ، ص 19 ؛ شرح شهاب الاخبار ، ص 319 ، رقم 513 ؛ دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 143 ، رقم 499 ، با اندكى اختلاف و هم‌چنين ر . ك : بحار الانوار ، ج 59 ، ص 65 ، 66 ، 68 ، 70 ، 72 ، 73 و 77 . ( 2 ) . كافى ، ج 6 ، ص 382 ، ح 2 و فقه الرضا ، ص 340 .